رولان بارت-اسطوره و نشانه شناسی

رولان بارت-اسطوره در زمان حاضر

تلخیص: شقایق آزادمنش

اسطوره نوعی گفتار است.هرچنزی می تواند اسطوره باشد چرا که جهان چه بی پایان سرشار از اشارات است.هر شی در جهان می تواند از حالت خاموش به حالتی گویا گذار کند تا جامعه آن را اخذ کند.پس وقتی شی تبدیل به گفتار شد آن را آمیخته با نوعی معنای اجتماعی کرده ایم.اسطوره های ابدی وجود ندارند و فقط این تاریخ است که بر زندگی و مرگ زبان اسطوره ای حکم می راند.گفتاری از این نوع پیام است و به گفتار شفاهی محدود نمی شود.این گفتار شامل: نوشتار، بازنمایی ها، عکاسی ها، سینما، گزارش، ورزش، نمایش، تبلیغات و ...می شود.در واقع اسطوره به قلمرو علمی کلی به نام نشانه شناسی تعلق دارد، زیرا که دانشی شکلی است و هم بخشی از ایدئولوژی زیرا که دانشی تاریخی است.اسطوره شناسی ایده ها را در شکل مطالعه می کند.دانش نشانه شناسی مربوط به فردینان دوسوسور است که از یک الگوی سه وجهی تشکیل شده است:دال صوت آوایی، مدلول مفهوم است و نسبت میان مفهوم و تصویر نشانه است.در اسطوره دو نظام نشانه شناسانه وجود دارد : 1.زبان-ابژه:زبانی که اسطوره آن را به کار می گیرد. 2.مابعد زبان: که زبان خود اسطوره است. باید توجه داشت که اسطوره چیزی را پنهان نمی کند، کارکرد اسطوره تحریف کردن و مخدوش کردن است نه ناپدید کردن.کار اسطوره همواره از سرقت زبانی آغاز می شود.هیچ چیز نمی تواند از اسطوره مصون باشد.

قرائت و رمزگشایی اسطوره

اسطوره چگونه دریافت می شود؟در این حالت سه نوع قرائت متفاوت داریم:

  1. از دال تهی(شکل) شروع می کنیم، مفهوم آن را پر میکند.این گونه عطف توجه از آن تولید کننده اسطوره است.بنابراین اسطوره با آشکار کردن نیت تخریب می شود.این قرائت عیب جویانه است.
  2. از دال پر (معنا) شروع می کند، دلالت اسطوره را رمزگشایی می کند.توجه از آن اسطوره شناس است.این قرائت رمززدایانه است.
  3. شروع از دال اسطوره ای(معنا و شکل) است، دلالتی مبهم را در می یابیم.قرائت کننده اسطوره نقش خود را همین جا ایفا میکند. نوع توجه پویاست و اسطوره را بر حسب اهداف مصرف می کند.

بررسی نماد شیر و خورشید و قرائت اسطوره ای

نماد شیر و خورشید در پرچم سابق ایران می تواند یک اسطوره باشد. استفاده از شیر و خورشید در پرچم از دوره شاه اسماعیل دوم صفوی شروع می‌شود و در دوره شاه عباس بزرگ تثبیت می‌گردد.  نشان شیر و خورشید در دوره‌‌های زمانی مختلف و نزد سلسله‌‌های پادشاهی گوناگون به تفاسیر متفاوتی تعبیر شده و تحول معنایی یافته است. تلقی از شیر و خورشید تا اواسط دوره قاجار کاملا مذهبی بود. در آن دوره شیر و خورشید به قول افسانه نجم آبادی نماد تلفیق دین و دولت، مذهب و حکومت بود. اما در بحث‌های مجلس اول مشروطه کماکان مفهوم مذهبی غالب است و نمایندگان برای توجیه شیر اشاره به حضرت علی و وقوع انقلاب مشروطه در ماه مرداد می‌کنند که در تاریخ قدیم برج اسد بود و هم اسدالله لقب حضرت علی را یاد آوری می‌کنند. خورشید نیز با توجه به گرمای هوای در ماه مرداد که پیروزی نهضت مشروطه است تبیین می‌شود.  بنابراین ، نماد شیر و خورشید اختصاصی به حکومت پهلوی ندارد و به طور ذاتی نماد سلطنت نیز نیست . اما در ایران در حال حاضر شیر و خورشید بیشتر نماد رژیم پهلوی و سلطنت‌طلبان را تداعی می‌کند اما این برداشت تنها یک قرائت اسطوره ای است.

2. بوردیو - نظریه میدان(Field Theory)

بـوردیـــــــو - عمل ، ریختار ، میدان

تلخیص: شقایق آزادمنش

شاید بتوان گفت ستون اصلی برنامه جامعه شناختی بوردیو حول محور آنچه هایس از آدمک پلاستیگی بیان کرد می چرخد:"آنجا که آدمک پلاستیکی تابع علل است، انسان خودمختار پیرو دلایل خویش است."

بوردیو فاش و قاطعانه بیان می کند که هرگز نظریه پردازی نمیکند و در عوض از ابزارهای تفکر که برساخته موقتی هستند بهره می برد.

رهیافت او به نظریه پردازی درباره عمل اجتماعی با مجموعه ای از تاکیدها مشخص میشود:

  1. تاکید به برساختن الگوی آماری از واقعیت به عنوان یک داده اساسی
  2. تاکید بر مسئله دار بودن آنچه مردم می گویند بعنوان چیزی غیر از تاملی ساده درباره آنچه درسر آنها می گذرد.
  3. تاکید برماهیت خلق الساعه و استراتژیک عمل که در تعارض با بررسی رفتار بعنوان پدیده ای تحت هدایت قواعد است.
  4. تاکید بر ضرورت تحلیل "درزمانی"

همه جوامع نظریه هایی درباره جهان و جایگاه خود دارند.این تعابیر رسمی در جریان زندگی روزمره برساخته می شوند و به گفته بوردیو فقط با انجام دادن هر چیز است که دانستن آن چیز ممکن می شود.پس چه چیزی رفتار را به وجود می آورد؟

پیش از هر چیز باید گفت :اولا عمل به مثابه پدیده اجتماعی مرئی و عینی، بیرون از زمان و مکان قابل درک نیست.به معنای آنکه کنش متقابل زمان می برد و در مکان رخ می دهد.و دوم آنکه عمل بصورت آگاهانه یا کاملا آگاهانه سازماندهی نمیشود و همانطور که هر چیز در پی چیز دیگری می آید عمل نیز رخ میدهد.چیزی که بوردیو در اینجا بیان میکند حس عملی است که دارای دو جنبه است: اول آنکه به گفته مارکس: "انسانها خودشان تاریخ را می سازند ولی نه در اوضاع و شرایطی که انتخاب خودشان بوده باشد" و همچنین کنشگران با اوضاع و شرایط خود صرفا رویارو نمی شوند بلکه از اجزای سازنده این اوضاع و شرایط هستند. به قول بوردیو : حتی این تصور نیز غیر ممکن است که قاعده یا دستورالعملی برای همه وضعیت های زندگی اجتماعی داشته باشیم.

ریختار

این کلمه از نظر لفظی یک واژه لاتین است که حاکی از وضعیت، حالت یا ریخت ظاهری معمول و عادت شده است و بیان دیگری از تجسم یافتن ریختار در آثار بوردیو سلوک است، که معنای مشابه ریختار دارد.همین امر نشان دهنده جسمیت بخشیدن به ریختار در آثار بوردیو است خصوصا در ارتباط با بدن. به گفته بوردیو در سلوک بدن است که امرشخصی با امراجتماعی ترکیب میشود. ریختار همانقدر که با تعلیم آموخته میشود با تجربه نیز به صورت ملکه ذهنی در می آید.

بوردیو میگوید اعمال حاصل تلاقی ریختار و خلق و خوهای آن از یک سو و قیدو بندها و فرصتهای میدان اجتماعی از سوی دیگر است.اما این فرآیند، فرآیند آگاهانه تنظیم و هماهنگ سازی ریختار و اعمال افراد با قید و بندهای عینی و بیرونی اجتماعی نیست. از نظر بوردیو سطح ظاهر تصمیم گیری کاملا مبتنی بر آگاهی و انتخاب نیست. ریختار جایگاه درونی شدن واقعیت و بیرونی شدن امر درونی است. بنابراین ریختار سرچشمه اعمال عینی است اما خود مجموعه ای از اصول مولد ذهنی است که توسط الگوهای عینی زندگی اجتماعی ایجاد شده است.

میدان

یک میدان عرصه اجتماعی است که مبارزه ها یا تکاپو ها بر سر منابع و منافع معین و دسترسی به آنها در آن صورت می پذیرد.این کالاها و منابع را می توان به چهار دسته تفکیک کرد:

  1. سرمایه اقتصادی
  2. سرمایه اجتماعی
  3. سرمایه فرهنگی
  4. سرمایه نمادین

بنابراین میدان، میدان مبارزه است که در آن استراتژی های عاملان به حفاظت یا بهبود موقعیت خویش به لحاظ سرمایه تعیین کننده این میدان مربوط میشود.

کاربرد میدان بوردیو متضمن سه عملیات جداگانه است :

  1. باید رابطه میدان مورد نظر با میدان قدرت (سیاست)که میدان غالب هرجامعه است را فهمید
  2. باید در میدان مورد نظر توپولوژی اجتماعی میدان برطبق سرمایه مختص میدان رسم شود
  3. ریختار عاملان این میدان باید تجزیه وتحلیل شود

جهان اجتماع بوردیو در نهایت جهانی است که در آن مردم دستخوش حوادث و رویدادهای هستند و نه دنیایی که در آن بتوانند در سرنوشت های فردی و جمعی خویش دخالت کنند.

 منبع:ریچارد جنگینز(1385) پی یر بوردیو، حسن چاوشیان، لیلا جوهر افشانی، تهران نشر نی، فصل 4