2. بوردیو - نظریه میدان(Field Theory)
بـوردیـــــــو - عمل ، ریختار ، میدان
تلخیص: شقایق آزادمنش
شاید بتوان گفت ستون اصلی برنامه جامعه شناختی بوردیو حول محور آنچه هایس از آدمک پلاستیگی بیان کرد می چرخد:"آنجا که آدمک پلاستیکی تابع علل است، انسان خودمختار پیرو دلایل خویش است."
بوردیو فاش و قاطعانه بیان می کند که هرگز نظریه پردازی نمیکند و در عوض از ابزارهای تفکر که برساخته موقتی هستند بهره می برد.
رهیافت او به نظریه پردازی درباره عمل اجتماعی با مجموعه ای از تاکیدها مشخص میشود:
- تاکید به برساختن الگوی آماری از واقعیت به عنوان یک داده اساسی
- تاکید بر مسئله دار بودن آنچه مردم می گویند بعنوان چیزی غیر از تاملی ساده درباره آنچه درسر آنها می گذرد.
- تاکید برماهیت خلق الساعه و استراتژیک عمل که در تعارض با بررسی رفتار بعنوان پدیده ای تحت هدایت قواعد است.
- تاکید بر ضرورت تحلیل "درزمانی"
همه جوامع نظریه هایی درباره جهان و جایگاه خود دارند.این تعابیر رسمی در جریان زندگی روزمره برساخته می شوند و به گفته بوردیو فقط با انجام دادن هر چیز است که دانستن آن چیز ممکن می شود.پس چه چیزی رفتار را به وجود می آورد؟
پیش از هر چیز باید گفت :اولا عمل به مثابه پدیده اجتماعی مرئی و عینی، بیرون از زمان و مکان قابل درک نیست.به معنای آنکه کنش متقابل زمان می برد و در مکان رخ می دهد.و دوم آنکه عمل بصورت آگاهانه یا کاملا آگاهانه سازماندهی نمیشود و همانطور که هر چیز در پی چیز دیگری می آید عمل نیز رخ میدهد.چیزی که بوردیو در اینجا بیان میکند حس عملی است که دارای دو جنبه است: اول آنکه به گفته مارکس: "انسانها خودشان تاریخ را می سازند ولی نه در اوضاع و شرایطی که انتخاب خودشان بوده باشد" و همچنین کنشگران با اوضاع و شرایط خود صرفا رویارو نمی شوند بلکه از اجزای سازنده این اوضاع و شرایط هستند. به قول بوردیو : حتی این تصور نیز غیر ممکن است که قاعده یا دستورالعملی برای همه وضعیت های زندگی اجتماعی داشته باشیم.
ریختار
این کلمه از نظر لفظی یک واژه لاتین است که حاکی از وضعیت، حالت یا ریخت ظاهری معمول و عادت شده است و بیان دیگری از تجسم یافتن ریختار در آثار بوردیو سلوک است، که معنای مشابه ریختار دارد.همین امر نشان دهنده جسمیت بخشیدن به ریختار در آثار بوردیو است خصوصا در ارتباط با بدن. به گفته بوردیو در سلوک بدن است که امرشخصی با امراجتماعی ترکیب میشود. ریختار همانقدر که با تعلیم آموخته میشود با تجربه نیز به صورت ملکه ذهنی در می آید.
بوردیو میگوید اعمال حاصل تلاقی ریختار و خلق و خوهای آن از یک سو و قیدو بندها و فرصتهای میدان اجتماعی از سوی دیگر است.اما این فرآیند، فرآیند آگاهانه تنظیم و هماهنگ سازی ریختار و اعمال افراد با قید و بندهای عینی و بیرونی اجتماعی نیست. از نظر بوردیو سطح ظاهر تصمیم گیری کاملا مبتنی بر آگاهی و انتخاب نیست. ریختار جایگاه درونی شدن واقعیت و بیرونی شدن امر درونی است. بنابراین ریختار سرچشمه اعمال عینی است اما خود مجموعه ای از اصول مولد ذهنی است که توسط الگوهای عینی زندگی اجتماعی ایجاد شده است.
میدان
یک میدان عرصه اجتماعی است که مبارزه ها یا تکاپو ها بر سر منابع و منافع معین و دسترسی به آنها در آن صورت می پذیرد.این کالاها و منابع را می توان به چهار دسته تفکیک کرد:
- سرمایه اقتصادی
- سرمایه اجتماعی
- سرمایه فرهنگی
- سرمایه نمادین
بنابراین میدان، میدان مبارزه است که در آن استراتژی های عاملان به حفاظت یا بهبود موقعیت خویش به لحاظ سرمایه تعیین کننده این میدان مربوط میشود.
کاربرد میدان بوردیو متضمن سه عملیات جداگانه است :
- باید رابطه میدان مورد نظر با میدان قدرت (سیاست)که میدان غالب هرجامعه است را فهمید
- باید در میدان مورد نظر توپولوژی اجتماعی میدان برطبق سرمایه مختص میدان رسم شود
- ریختار عاملان این میدان باید تجزیه وتحلیل شود
جهان اجتماع بوردیو در نهایت جهانی است که در آن مردم دستخوش حوادث و رویدادهای هستند و نه دنیایی که در آن بتوانند در سرنوشت های فردی و جمعی خویش دخالت کنند.
منبع:ریچارد جنگینز(1385) پی یر بوردیو، حسن چاوشیان، لیلا جوهر افشانی، تهران نشر نی، فصل 4